رویکردی نوین برای مقابله با فیبروز کبدی
ترکیب دو داروی موجود؛ رویکردی نوین برای مقابله با فیبروز کبدی
متن نشست خبری:
نشست خبری در خصوص طرح پژوهشی با عنوان "بررسی اثرات ترکیبی دو داروی لیراگلوتاید و پیرفنیدون بر فیبروز کبدی ایجادشده با روش Bile Duct Ligation و بررسی اثرات آن بر مارکرهای استرس اکسیداتیو و اتوفاژی در رتهای فیبروزی" در پژوهشکده با حضور پژوهشگران، دانشجویان و اعضای هیئت علمی حوزه بیوشیمی بالینی در تاریخ 22 شهریور ماه 1405 برگزار شد.
در این نشست، یافتههای این پژوهش درباره بررسی یک رویکرد ترکیبی برای کاهش فیبروز کبدی و مکانیسمهای سلولی مرتبط با آن ارائه شد.
محتوای ارائهشده در این جلسه به شرح زیر میباشد:
بیماریهای مزمن کبدی یکی از مشکلات مهم سلامت در جهان به شمار میروند و در صورت پیشرفت میتوانند به فیبروز، سیروز و در مراحل پیشرفته به نارسایی کبدی منجر شوند. فیبروز کبدی حاصل روند طولانیمدت آسیب و التهاب کبد است که در صورت تداوم میتواند ساختار و عملکرد طبیعی کبد را تحت تأثیر قرار دهد.
با وجود پیشرفتهای صورتگرفته در زمینه درمان بیماریهای کبدی، گزینههای درمانی اختصاصی برای معکوس کردن فیبروز کبدی همچنان محدود است و در مراحل پیشرفته بیماری، پیوند کبد یکی از گزینههای اصلی درمانی محسوب میشود. از این رو، شناسایی راهکارهای دارویی جدید و مؤثر برای پیشگیری از پیشرفت یا کاهش فیبروز کبدی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در این پژوهش، اثر ترکیبی دو داروی شناختهشده، یعنی «لیراگلوتاید» و «پیرفنیدون»، بر یک مدل حیوانی فیبروز کبدی مورد بررسی قرار گرفت. لیراگلوتاید از داروهای مورد استفاده در درمان دیابت نوع ۲ است و پیرفنیدون نیز در درمان فیبروز ریوی کاربرد دارد. هدف از این مطالعه، بررسی این موضوع بود که آیا استفاده همزمان از این دو دارو میتواند اثر مطلوبتری بر فیبروز کبدی داشته باشد
همچنین تغییرات ایجادشده در فرآیندهای سلولی مرتبط با استرس اکسیداتیو و اتوفاژی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتههای این مطالعه نشان داد که استفاده همزمان از لیراگلوتاید و پیرفنیدون، در مقایسه با استفاده از هر یک از این داروها به تنهایی، با کاهش بیشتر آسیب و فیبروز کبدی در مدل حیوانی همراه بود. همچنین در حیوانات دریافتکننده درمان ترکیبی، بهبود شاخصهای عملکرد کبد، کاهش التهاب و تغییر در فرآیندهای سلولی مرتبط با اتوفاژی و استرس اکسیداتیو مشاهده شد. این یافتهها نشان میدهد که هدف قرار دادن همزمان مسیرهای مختلف درگیر در ایجاد و پیشرفت فیبروز کبدی میتواند رویکردی قابل بررسی در مطالعات آینده باشد.
اهمیت این یافته از آن جهت است که هر دو داروی مورد بررسی، پیش از این در حوزههای درمانی دیگری مورد استفاده قرار گرفتهاند و در صورت تأیید اثربخشی و ایمنی این رویکرد در مطالعات بعدی، میتوان امکان استفاده مجدد از داروهای موجود برای یک کاربرد درمانی جدید را مورد بررسی قرار داد. چنین رویکردی که با عنوان «بازاستفاده دارویی» یا Drug Repurposing شناخته میشود، میتواند در مقایسه با توسعه یک داروی کاملاً جدید، مسیر پژوهش و توسعه درمانهای جدید را در برخی موارد کوتاهتر و کمهزینهتر کند.
نتایج این طرح میتواند مورد توجه متخصصان گوارش و کبد، پژوهشگران حوزه بیماریهای کبدی و علوم دارویی و همچنین شرکتهای داروسازی قرار گیرد و زمینه را برای بررسی بیشتر این ترکیب دارویی فراهم کند. با این حال، این مطالعه در مدل حیوانی انجام شده است و نتایج بهدستآمده را نمیتوان مستقیماً به بیماران انسانی تعمیم داد. بنابراین، پیش از هرگونه استفاده درمانی در انسان، انجام مطالعات تکمیلی برای بررسی دوز مناسب، اثربخشی، تداخلات دارویی و ایمنی این ترکیب و در نهایت انجام کارآزماییهای بالینی ضروری است.
نظر